ملوس ململ

خاطرات من و ملوسکم

آیا می‌دانید
که می‌توانید از روی میوه انتخاب شده شخصیت آدم‌ها را بشناسید و بر اساس

میوه‌های مورد نظر بگویید که شرایط روحی روانی اشخاص مختلف چگونه است؟

پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید!

چنانچه انواع میوه‌ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می‌کنید؟

پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو یا گلابی؟

 

پرتقال

اگر پرتقال میوه محبوب شما است. شما آدمی پر قدرت و بسیار صبورید و دوست دارید کارهارا به آرامی و با متانت اما در عین حال با درایت کامل و جسارت به انجام برسانید.
سخت کوش و پر تلاش و کمی خجالتی هستید اما در دوستی می‌توان به شما اعتماد کرد.شما دوستان خود را به دقت انتخاب می‌کنید و با تمام وجود به آنها عشق می‌ورزید.

 

سیب

چنانچه سیب میوه محبوب شماست شما فردی اسراف کار و بسیار رک گو و صریح اللهجه هستید. اگرچه ممکن است بهترین سازمان‌دهنده و مدیر نباشید اما می‌توانید رهبر یک تیم کوچک باشید که با تلاش زیاد تیم را به موفقیت می‌رسانید. در بیشتر موقعیت‌ها می‌توانیدبه سرعت و به درستی تصمیم بگیرید. شما از سفر‌های کوتاه و غیر منتظره لذت می‌برید.زمانی که با شریک زندگی خود به سر می‌برید جذاب و خونگرم به نظر می‌آیید و به شدت عاشق "زندگی" به مفهوم واقعی آن هستید.

 

آناناس

اگرآناناس میوه محبوب شما است، بسیار سریع تصمیم می گیرید و سریع تر از آن عمل می‌کنید.در تغییر شغل و خطر کردن در زمینه‌های اجتماعی شجاع و بی‌باک هستید. شما دارای یکتوانایی استثنایی در مدیریت بوده و نمی‌گذارید کار روی دستتان بماند.

دوست دارید مورد اعتماد دیگران باشید. معمولا خیلی سریع با دیگران ارتباط دوستانه بر
قرار نمی‌کنید ولی به محض انجام آن، دوست‌تان را برای همیشه برای خودتان نگاه می‌دارید.به ندرت به دنبال زندگی رمانتیک می‌روید و شریک شما غالبا به واسط صفات ممتاز تحت تاثیرتان قرار می‌گیرد اما از توانایی شما در نشان دادن این احساسات ناامید است.

 

موز

عاشقان موز افرادی دوست داشتنی، آرام، گرم و طبیعتا با احساس هستند. شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتی بودن در رنج هستید. دیگران غالبا از طبع آرام و شیرین‌تان سؤ استفاده کرده و سعی می‌کنند به این وسیله برای خود موقعیت‌های جالب را رقم بزنند. عاشق شریک زندگی خود در تمام زمینه‌ها هستید و این عشق به خاطر زیبایی جسمی و روحی اوست. به خاطر روشی که دارید روابط شما با او همواره در یک هماهنگی کامل است.

 

نارگیل

شما دوست‌داران این میوه سنگین و کمیاب، افرادی جدی با فکر و شعور هستید. از روابط اجتماعی لذت می‌برید و به ویژه روی همراهان و دوستان خود حساسیت خاصی دارید. ممکن است کمی خود‌خواه به نظر بیایید اما لزوما چنین صفتی در شما بر‌جسته نمی‌شود. شما فردی سریع الانتقال آگاه و گوش به زنگ هستید و دیگران مطمئن هستند که در زمینه شغلی همیشه در بالاترین رده قرار داشته و به بهترین نحو کارها را انجام می‌دهید.شما نیاز به شریک عاقلی داشته و عقل و احساس را با هم در این مسئله دخالت می‌دهید.

 

انبه

اگر
انبه را دوست دارید به راحتی می‌شود به شما اتکا کرد. شخصی هستید با ایده‌های روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اینکه درگیر مسائلی بشوید که نیاز به تلاش ذهنی شدید دارد لذت می‌برید و با شریک خود به ملایمت و آرامی رفتار می‌کنید. سعی می‌کنید با زندگی خود بسازید و چنانچه نیاز به قوی بودن را احساسا می‌کنید آن را در جایی دیگر می‌جویید.

 

گیلاس

چنانچه گیلاس میوه محبوب شماست زندگی همیشه به شیرینی که در نظر دارید خود را به شما نشان نمی‌دهد. فراز و فرود در زندگیتان زیاد است. بویژه در موقعیت‌های حرفه‌ای و کاری.شما همیشه و در هر پروژه‌ای کمی پول به دست می‌آورید و نه به مقدار زیاد. ذهنی فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چیزهای نو هسید. شما شریکی صمیمی و وفادرا هستید اما اثر گذاشتن بر احساسات شما کار ساده ای نیست. خانه‌تان برای شما به منزله بهشت است و هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارید که در منزل باشید و دوستان افراد خانواده و آشنایان شما را دوره کنند.

 

انگور سیاه

در صورتی‌که به انگور سیاه علاقمندید به طور کلی آدمی مودب و خوش رو هستید اما گاهی اوقات سریع و به شدت عصبانی می‌شوید هر چند به همان سرعت عصبانیت شما فرو‌کش می‌کند. از زیبایی‌ها به هر شکل که باشند لذت می‌برید. بسیار محبوب و مورد علاقه دیگران هستید و این محبوبیت به علت طبیعت گرم شماست. شور و شوق فراوانی به زندگی دارید و از هر کای که می‌کنید لذت می‌برید اعم از لباس پوشیدن خوردن و خوابیدن. شریک شما باید در تمام شور و علاقه شما سهیم باشد تا بتواند از همه آنچه که به او می‌دهید لذت ببرد.

 

هلو

درست مانند هلو شما از عصاره زندگی لذت می‌برید. فردی رک گو و صریح اللهجه بوده و روشی دوستانه دارید و این نکات به جذابیت روحتان می‌افزاید. در بخشش و فراموش کردن نظیر ندارید و برای دوستی‌ها ارزش زیادی قائل هستید. حس استقلال‌طلبی در شما بسیار قوی است و این امر از شما فردی راستگو ساخته است. عاشقی ایده‌آل، صبور، صمیمی و یک‌رنگ هستید. با این حال به هیچ وجه دوست ندارید احساسات خود را در ملاء عام بروز دهید.

 

گلابی

شما که دوستدار گلابی هستید، چنانچه فکر خود را معطوف به انجام کاری می کنید می توانید آن را با موفقیت به انجام برسانید. شما دوست دارید که نتیجه تلاش هایتان را به سرعت ببینید. از انگیزه های مفید ذهنی لذت برده و دنباله رو آن هستید کمی خجالتی به نظر می رسید و در بیان احساسات خود چندان راحت نیستید. زمانی که به دنبال شریک زندگی هستید به هوش سرشار دید وسیع و دل دریایی اش بیش از دیگر موارد اهمیت می دهید.

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ توسط M-A نظرات () |

ONJust
one last dance

بیا برای اخرین بار برقصیم

Just
one last dance

بیا برای اخرین بار برقصیم

 

We
meet in the night in the Spanish cafe

همدیگه رو شبی در یک کافه تو اسپانیا ملاقات کردیم
I
look in your eyes just don't know what to say

تو چشمات نگاه کردم بدون اینکه بدونم چی باید بگم
It feels like I'm drowning in salty water

انگار درام تو یه دریاچه نمک غرق می شدم
A
few hours left 'til the sun's gonna rise

چند ساعتی بیشتر به طلوع خورشید نمونده

Tomorrow
will come an it's time to realize

فردا میادو وقت این میرسه که درک کنیم
Our love has finished forever

عشقمون برای همیشه به پایان رسیده!

How
I wish to come with you -wish to come with you

آرزو می کنم کاش می تونستم با تو بیام
How
I wish we make it through

آرزو می کنم کاش میشد موفق بشیم

[Chorus:]
Just
one last dance

این آخرین رقصمونه
Before
we say goodbye

قبل از اینکه از هم خداحافظی کنیم
When we sway and turn round and round and round

وقتی پیچ و تاب میخوریم و میچرخیم و می چرخیم و می
چرخیم
It's
like the first time

درست به یاد اولین رقصمون می افتم
Just
one more chance

یه شانس دیگه به من بده
Hold
me tight and keep me warm

به من محکم بچسب و گرمم کن
Cause
the night is getting cold

چون امشب خیلی سرده
And
I don't know where I belong

و نمیدونم به کجا تعلق دارم
Just
one last dance

بیا برای آخرین بار برقصیم

The
wine and the lights and the Spanish guitar

مشروب آماده و چراغها روشن و گیتار اسپانیایی هم در حال
نوازش
I'll
never forget how romantic they are

هیچ وقت یادم نمیره که چقدر رمانتیک بودن
But
I know, tomorrow I'll lose the one I love

ولی میدونم فردا اونی که عاشقشم رو از دست میدم

There's
no way to come with you

هیچ راهی برای با تو اومدن وجود نداره
It's
the only thing to do

این تنها کاریه که میشه کرد

Just
one last dance

این آخرین رقصمونه
Before
we say goodbye

قبل از اینکه از هم خداحافظی کنیم
When
we sway and turn round and round and round

وقتی پیچ و تاب میخوریم و میچرخیم و می چرخیم و می
چرخیم
It's
like the first time

درست به یاد اولین رقصمون می افتم
Just
one more chance

یه شانس دیگه به من بده
Hold
me tight and keep me warm

به من محکم بچسب و گرمم کن
Cause
the night is getting cold

چون امشب خیلی سرده
And
I don't know where I belong

و نمیدونم به کجا تعلق دارم
Just
one last dance

بیا برای آخرین بار برقصیم

 

Just
one last dance

این آخرین رقصمونه
Before
we say goodbye

قبل از اینکه از هم خداحافظی کنیم
When
we sway and turn round and round and round

وقتی پیچ و تاب میخوریم و میچرخیم و می چرخیم و می
چرخیم
It's
like the first time

درست به یاد اولین رقصمون می افتم
Just
one more chance

یه شانس دیگه به من بده
Hold
me tight and keep me warm

به من محکم بچسب و گرمم کن
Cause
the night is getting cold

چون امشب خیلی سرده
And
I don't know where I belong

و نمیدونم به کجا تعلق دارم

Just
one last dance

این آخرین رقصمونه
Before
we say goodbye

قبل از اینکه از هم خداحافظی کنیم
When
we sway and turn round and round and round

وقتی پیچ و تاب میخوریم و میچرخیم و می چرخیم و می
چرخیم
It's
like the first time

درست به یاد اولین رقصمون می افتم
Just
one more chance

یه شانس دیگه به من بده
Hold
me tight and keep me warm

به من محکم بچسب و گرمم کن
Cause
the night is getting cold

چون امشب خیلی سرده
And
I don't know where I belong

و نمیدونم به کجا تعلق دارم

I
don’t know where I belong

نمیدونم به کجا تعلق دارم

 

Just
one last dance

بیا برای آخرین بار برقصیم

 

Just
one more chance

یه شانس دیگه به من بده

 

Just
one last dance

بیا برای آخرین بار برقصیم

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٥ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ توسط M-A نظرات () |

یک مرد بابت یک کالای ١دلاری که نیاز دارد ٢ دلار می پردازد
یک زن بابت یک کالای ٢ دلاری که نیاز ندارد ١دلار می پردازد.

تنها انتقامی که می توانی از کسی که زنتان را از چنگ شما در آورده است بگیری آن است که وی را وادار کنی او را نگاه دارد.

راز زندگی مشترک طولانی
هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید.
البته جدا از هم.


چون دو سال است ازدواج کردم، دیگر از تروریست ها وحشتی ندارم.


من در ازدواج شانسی نداشته ام، اولی مرا ول کرد و رفت، و دومی این کار را نکرد.


اگر زندگی زناشویت را می خواهی نگاه داری باید در زمانی که اشتباه کردی اعتراف کرده و در غیر این صورت ساکت باشی.


من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم.


یک زن خوب زمانی که اشتباه می کند، همسر خود را می بخشد.


مردی برای یافتن همسر در روزنامه آگهی داد، فردای آن روز صدها نامه برای او آمد که نوشته شده بود:
می توانید همسر مرا بگیرید.


مردی با افتخار گفت: زن من یک فرشته است
مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است.

تحقیقات نشان داده که فقط ۲۰% مردها عقل دارند

۸۰% بقیه زن دارند !!!


مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند ، بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن

ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند !!!!



مردها سه تا آرزو دارن :

- اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !

- اونقدر که بچه شون می گن پولدار باشن !

و مهمتر از همه اینکه :

- اونقدر که زنشون شک داره زن داشته باشن !!!



بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و

زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!


مرد اولی : امان از دست این زنها !؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!


- زن به شوهر: من احمق بودم که باهات ازدواج کردم !

مرد : عزیزم چرا عصبانی می شی ! خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!


فرق پیر دختر با پیر پسر:

- اولی موفق نشده ازدواج کنه

ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !!!


- یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :

مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!


مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!


زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه نمی شود

زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود .


یک زن در بحث حرف آخر را می زند

بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است !!!


خداوند زن را آفرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد !!!


قوانین طلائی همسرداری (برای مردان):
قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و ... خوب باشد.
قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید.
قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو .
قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد .
قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند!!!


زن .یه به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو

میبوسه! تو چرا این کار رو نمی کنی؟

شوهر میگه: آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !!


بچه از باباش میپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی میکنند یا باهم هستن؟
باباهه میگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون یکجا باشن که آنجا دیگه بهشت نمیشه !!!


مرداحساس را کشف کرد و زن عشق را،
مرد کار را کشف کرد و زن خانه داری را،
مرد پول را اختراع کرد و زن خرید را،
از آن زمان، مرد چیزهای بسیار زیادی کشف و اختراع کرد، و زن همچنان در حال خرید است !!!


یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند
یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد
یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند
یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند .


برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید
برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید .


مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند .


برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت :
.
.
" این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتونم این کتاب را تمام کنم " !


زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٢٥ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ توسط M-A نظرات () |

*من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید*
 

خدا گفت : نه
آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در
تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.


*
من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد*
 

خدا گفت : نه روح تو کامل است . بدن تو موقتی است. 
 

*من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد*
 

خدا گفت : نه
شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست
آوردنی است.


*
من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد*
 

خدا گفت : نه من به تو برکت می دهم
خوشبختی به خودت بستگی دارد


*
من از خدا خواستم تا از درد ها
 
آزادم سازد*
 

خدا گفت : نه
 
درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.


*
من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد*
 

خدا گفت : نه تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.


*
من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید*
 

خدا گفت : نه
  
من به تو زندگی می بخشم تا تو از هم? آن چیزها لذت ببری


*
من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست
داشته باشم*
 

   خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی
   
امروز روز تو خواهد بود
آن را هدر نده.

*
داوری نکن تا داوری نشوی. آنچه را رخ می دهد درک کن و برکت خواهی یافت*

 

(( و من مضطرب و دل نگران به تو گفتم که پر از تشویشم

چه شود آخر کار

و تو گفتی آرام که خدا هست کریم، پاسخی نرم و لطیف

که به من داد یک  آرامش شیرین و عجیب))

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱٢ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط M-A نظرات () |

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت،

"فردا به کنار نهر آب بیا تا راز  موفّقیت را به تو بگویم."

صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..


سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند

 و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.


ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط

آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست

 خود را خلاصی بخشد.


همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه

 فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟"

گفت، "هوا."


سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش

 خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد.”

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٥ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ توسط M-A نظرات () |

       To fall in love 

 عاشق شدن

 

To laugh until it hurts your stomach.

  آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

 

 To find mails by the thousands when you return from a vacation.

  بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

 

To go for a vacation to some pretty place.

  برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

 

To listen to your favorite song in the radio.

  به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

 

To go to bed and to listen while it rains outside.

  به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

 

  To leave the Shower and find that the towel is warm

  از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

 

To clear your last exam.

  آخرین امتحانت رو پاس کنی

 

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.

  کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه

 

To find money in a pant that you haven't used since last year.

  توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.

  برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

 

  Calls at midnight that last for hours.

  تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

 

  To laugh without a reason.

بدون دلیل بخندی

 

To accidentally hear somebody say something good about you.

بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه

 

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.

  از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !

 

 To hear a song that makes you remember a special person.

  آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره

 

To be part of a team.

  عضو یک تیم باشی

 

To watch the sunset from the hill top.

 از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

 

 To make new friends.

  دوستای جدید پیدا کنی

 

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.

وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

 

 To pass time with your best friends.

  لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

 

To see people that you like, feeling happy.

  کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

 

See an old friend again and to feel that the things have not changed.

 یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

 

To take an evening walk along the beach.

  عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

 

To have somebody tell you that he/she loves you.

  یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

 

To laugh .......laugh. ........and laugh ...... remembering stupid things

  done with stupid friends.

  یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم

بخندی .......

 

 These are the best moments of life....

  اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

 

 Let us learn to cherish them.

  قدرشون روبدونیم "

 

Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"

    زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد ...

 

  وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۳ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط M-A نظرات () |

حرف زدن

همزمان با رشد فکری، احساسی و رفتاری، کودک شما یاد می گیرد تا از کلمات برای توصیف آنچه می بیند، می شنود، احساس می کند و می اندیشد، استفاده کند. امروزه محققان می دانند که کودکان مدتها پیش از آنکه اولین کلمات خود را بر زبان بیاورند، یادگیری قوانین زبان و نحوه استفاده بزرگترها از آن (برای صحبت با یکدیگر) را آغاز می کنند.

زمان بروز و رشد این توانایی

کودکان، حرف زدن را در دو سال اول زندگی خود یاد می گیرند. کودک شما نیز یاد خواهد گرفت که از زبان، لبها، سقف دهان و دندانهایی که در دهان او روییده اند برای تولید صداهای مختلف استفاده کند؛ او در ماههای اول و دوم صرفا می تواند صداهای ساده ای مانند "اِه" یا "آ" را تولید کند، و کمی پس از آن نیز صداهای ساده دیگری را که به اصطلاح "غان و غون" نامیده می شوند، ایجاد خواهد کرد. کمی بعد، این صداها تبدیل به کلمات واقعی می شوند: شاید حتی در چهار یا پنج ماهگی، کلماتی مانند "ماما" و "بابا" از دهان او خارج شوند و اشک را به چشمان شما بیاورند. از این زمان به بعد، کودک شما سعی می کند تا کلمات بیشتری را از بین صحبتهای شما، همسرتان و دیگر افرادی که در اطراف او هستند، انتخاب کرده و یاد بگیرد. سپس، در بین یک تا دو سالگی، او به تدریج سعی خواهد کرد تا جملات دو یا سه کلمه ای را ادا کند.

رشد این توانایی در کودک

در ابتدای تولد، کودک شما گریه و زاری می کند؛ و این گریه، اولین تلاش او برای ورود به دنیای صداها است. او با این گریه نشان می دهد که خارج شدن از دنیای رحم و ورود به یک دنیای جدید و غریب، برای او شوکه کننده بوده است. از آن به بعد، او صداها، آهنگ صحبت کردن و همچنین کلمات دیگران را جذب می کند که نهایتا نحوه صحبت کردن خودش را شکل خواهند داد.

"صحبت کردن"، پیوندی عمیق با "شنیدن" دارد. با گوش دادن به حرفهای دیگران، کودک شما صدای کلمات و ساختار جملات را یاد می گیرد. در واقع، بسیاری از محققین بر این باورند که درک زبان از زمانی که کودک در رحم مادرش قرار دارد آغاز می شود. همانگونه که کودک به ضربان ثابت قلب شما عادت کرده است، با صدای شما هم وفق پیدا می کند. او تنها چند روز پس از تولد قادر است که صدای شما را در بین صداهای دیگران، تشخیص دهد.

یک تا سه ماهگی

گریه، اولین مدل ارتباطی است که کودک شما مورد استفاده قرار می دهد. گریه تند و با صدای بلند می تواند به این معنا باشد که او گرسنه است؛ و گریه آرام و منقطع می تواند نشانه آن باشد که پوشک او نیاز به تعویض دارد. با افزایش سن، او می تواند صداهای ساده دیگری شبیه به خنده های ریز، آه و ... را تولید کند که در نتیجه یک مجموعه کوچک از صداهای متنوع را در اختیار خواهد داشت. برخی از زبان شناسان بر این باورند که کودکان در چهار هفتگی قادرند کلمات با سیلابهای یکسان، مانند "ما" و "با" را تشخیص دهند.

چهار ماهگی

در این مرحله، کودک شما با ترکیب حروف صدادار و بیصدا، صداهای ساده ای مانند "بابا" یا "ماما" را ایجاد می کند. هرچند گفتن این کلمات موجب می شود که قلب والدین کودک از شادی لبریز شود، اما واقعیت این است که او هنوز نمی تواند این کلمات را واقعا درک کرده و بین این کلمات و شما، ارتباط معنایی برقرار کند. او در یکسالگی قادر خواهد بود که این ارتباط مفهومی را ایجاد کرده و با گفتن "ماما" یا "بابا"، واقعا شما را صدا کند.

تلاش کودک شما برای حرف زدن اینگونه به نظر می رسد که گویا فردی در حال حرف زدن به یک زبان خارجی است: تعداد بسیار زیادی از لغات بدون معنی که کودک آنها را پشت سر هم می گوید. در واقع، تولید صدا برای کودک شما یک بازی مفرح است؛ او تلاش می کند که زبان، دندانها، سقف دهان و تارهای صوتی اش را برای تولید صداهای بامزه و متنوع، به کار گیرد. در این مرحله، کودکان صداهایی مختلف از خودشان در می آورند که اصطلاحا "غان و غون" نامیده می شود؛ و جالب اینکه این صداها در کودکان مختلف کاملا شبیه به هم است، خواه والدین آنها فارسی، انگلیسی، فرانسوی یا حتی ژاپنی باشند! شما ممکن است مشاهده کنید که کودک شما، بعضی صداهای خاص را دوست داشته و آنها را بارها و بارها تکرار کند، مانند "دا" یا "کا"؛ این بدان خاطر است که کودک از این صداها، و همچنین از وضعیت اندامهای صوتی اش در زمان تولید این صداها، خوشش می آید.

شش تا نُه ماهگی

در این دوره به نظر می رسد که صداهایی که کودک تولید می کند، تا حدی معنا و مفهوم دارند. این بدان خاطر است که کودک از صداها و الگوها، مشابه با خود شما استفاده می کند. می توانید با کتاب یا شعر خواندن برای او، این مهارت را در کودک تقویت کنید.

دوازده تا هفده ماهگی

او در این مرحله از یک یا چند کلمه استفاده می کند و معنای آنها را هم می فهمد. او حتی ممکن است از تغییر آهنگ صدا نیز استفاده کند و مثلا با لحن سوالی به شما بگوید: "بغل"، یعنی "من را بغل کن"! او به تدریج اهمیت حرف زدن را درک می کند و می فهمد که توانایی ابراز و انتقال خواسته ها و نیازهایش، تا چه حد مهم است.

هجده تا بیست و چهار ماهگی

در این دوره، او ممکن است تا 200 کلمه را یاد گرفته باشد، که بسیاری از این کلمات، اسم هستند. بین هجده تا بیست ماهگی، کودکان می توانند حدودا 10 کلمه را در روز یاد بگیرند. حتی برخی از آنها می توانند که در هر 90 دقیقه، یک کلمه جدید یاد بگیرند، پس بهتر است به دقت، مراقب نحوه صحبت کردن خود باشید. او حتی ممکن است دو کلمه را با هم استفاده کرده و جملات دوکلمه ای بسازد: "من ببَر". در دو سالگی، او قادر خواهد بود جملات سه کلمه ای را به کار برده و آهنگهای ساده را به صورت آواز، بخواند. در این دوره، درک کودک از خودش به بلوغ می رسد، و در نتیجه او درباره خودش - چیزهایی که دوست دارد یا ندارد، آنچه فکر می کند و آنچه احساس می کند - حرف خواهد زد. البته استفاده از ضمیرها ممکن است برای او گیج کننده باشند و در نتیجه ممکن است مشاهده کنید که او به جای اینکه بگوید: «من انداختم»، بگوید: «نی نی انداخت».

بیست و پنج تا سی و شش ماهگی

او ممکن است هنوز نتواند بلند یا آرام حرف زدن را به طور مناسب به کار ببرد، اما به زودی در این زمینه مهارت کافی پیدا خواهد کرد. همچنین او به تدریج معانی ضمیرها (مانند: من، تو، او) را خواهد فهمید. بین دو تا سه سالگی، دامنه لغات او حدودا به 300 کلمه خواهد رسید. او با استفاده از اسم ها و فعلها، جملاتی کامل اما ساده خواهد ساخت: «من امروز رفتم».

در سه سالگی، مهارت او برای حرف زدن بسیار افزایش یافته است. او می تواند برای مدتی به طور مداوم با شما صحبت کند، و تُن صدا، الگوهای صحبت و لغات مورد استفاده اش را با توجه به مخاطب خود، تنظیم کند. به عنوان مثال، هنگام صحبت کردن با یک کودک دیگر از کلمات ساده تر استفاده خواهد کرد، اما وقتی که با شما حرف می زند، لغتها و الگوهای پیچیده تری را به کار خواهد برد. در این زمان، شما می توانید منظور او را به طور دقیق و روشن بفهمید. او به راحتی و به صورتی روان، نام و سنش را برای دیگران گفته و همچنین هرگاه از او بخواهید کاری را انجام دهد، به سرعت گوش خواهد داد.

مرحله بعدی

پس از مدتی، شما خواهید دید که او دیگر صرفا حرفهای بی سر و ته یا بی معنی نمی زند؛ و روزهایی را که او اصلا بلد نبود حرف بزند، فراموش خواهید کرد. در این دوره، او برای شما از کارهای روزانه اش حرف می زند و شما هم از نشستن و گوش دادن به شیرین زبانیهای او لذت خواهید برد. او برای شما تعریف می کند که در مهدکودک چه بازیهایی کرده است؛ دوستش چه خوراکی آورده بود؛ دوست دیگرش چه چیزهایی گفته است؛ و البته درباره هر چیز دیگری نیز که در ذهنش می گذرد، برای شما صحبت خواهد کرد. او همچنین یادگیری یک مهارت نسبتا پیچیده تر را نیز آغاز می کند: "نوشتن".

نقش شما

وظیفه شما بسیار ساده است: با او حرف بزنید. تحقیقات نشان می دهند کودکانی که والدینشان در دوره خردسالی، زیاد با آنها صحبت می کنند، بهره هوشی (IQ) بیشتری دارند. همچنین دامنه لغات آنها نیز وسیع تر از کودکانی است که کمتر با اطرافیان خود صحبت می کرده اند. شما می توانید صحبت کردن با کودک را از دوران حاملگی آغاز کنید، تا او به صدای شما عادت کند. برای او کتاب بخوانید و یا هنگامی که به حمام می روید، با صدای بلند برایش آواز بخوانید. پس از زایمان، هنگامی که به او شیر می دهید، پوشک او را عوض می کنید و یا او را به حمام می برید، با کودک صحبت کنید؛ همچنین بهتر است به او فرصت بدهید که با یک لبخند و یا با برقراری ارتباط چشمی (نگاه کردن مستقیم به چشمان شما)، به حرفهای شما پاسخ دهد. در پنج ماهگی، ممکن است متوجه شوید که او با اشتیاق به حرکت لبها و دهان شما نگاه می کند. به صحبت کردن ادامه دهید، و او به زودی تلاش خود را برای پاسخ دادن به شما آغاز خواهد کرد.

البته گاهی از اوقات نیز می توانید با جملات و کلمات خود کودک (یعنی با همان صداهای بی معنی و نامفهوم او) با او حرف بزنید؛ اما صحبت صحیح و دقیق را نیز فراموش نکنید. کودک شما تنها در صورتی صحیح صحبت کردن را یاد می گیرد، که شما به او به درستی یاد بدهید. لازم نیست از به کار بردن کلمات پیچیده خودداری کنید. هرچند شما باید تلاش کنید تا حتی الامکان ساده با کودک صحبت کنید تا او هم بتواند منظور شما را بفهمد، اما شنیدن کلمات جدید نیز می تواند به او کمک کند تا به تدریج، دامنه لغاتش را وسعت دهد. همین مطلب در مورد کودکانی که به مهدکودک یا آمادگی هم می روند صدق می کند: تا زمانی که شما با صحبتهای خود آنها را بیشتر تحریک و تهییج کنید، مهارتهای زبانی آنها هم بیشتر رشد خواهد کرد.

کتاب یا شعر خواندن برای کودک، یکی از بهترین راههایی است که می تواند مهارتهای زبانی کودک را پرورش دهد. نوزادان از شنیدن صدای شما لذت می برند؛ کودکان نوپا از شنیدن داستانهای جدید خوششان می آید؛ و کودکانی که به آمادگی می روند حتی ممکن است بقیه داستان را برای شما تعریف کنند.

چه وقت باید نگران شوید

کودکانی که مشکل شنوایی داشته باشند، توانایی تولید صداهای ساده را نیز از حدود شش ماهگی رها می کنند. در صورتی که نوزاد شما هیچ صدایی از خودش در نمی آورد (یا حتی تلاشی هم برای تولید صدا نمی کند)، یا با شما ارتباط چشمی برقرار نمی کند، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید. هرچند برخی از کودکان از حدود نُه ماهگی، تلفظ کلمات را شروع خواهند کرد، برخی دیگر ممکن است این کار را در سیزده یا چهارده ماهگی آغاز کنند. اگر کودک شما تا پانزده ماهگی هیچ کلمه ای بر زبان نیاورد، یا شما هنوز هم قادر نیستید که حتی یک کلمه از حرفهای او را بفهمید، در این مورد با پزشک خود صحبت کنید.

اگر در سه سالگی، هنوز هم کودک شما حروف بیصدای انتهای کلمات را تلفظ نمی کند (مثلا به جای "خوب"، می گوید: "خو")، یا به جای یک صدا یا هجا، از صداهای دیگر استفاده می کند (مثلا به جای "مار" یا "موش" می گوید: "بار" یا "دوش")، ممکن است به مشکل شنوایی یا گفتاری مبتلا باشد. در این صورت با پزشک خود صحبت کنید تا امکان ارزیابی کودک را فراهم کند.

همه کودکان ممکن است در برخی مواقع دچار لکنت زبان شوند. بعضی وقتها کودک شما بسیار هیجان زده است و می خواهد آنچه را در ذهنش می گذرد به سرعت برای شما بگوید، اما نمی تواند به آسانی کلمات مناسب را پیدا کند. به او اجازه دهید تا خودش جملاتش را تمام کند، و از پریدن وسط حرف او یا کمک به او، خودداری کنید. این کار موجب می شود او احساس بی عرضگی کند؛ و به هیچ وجه به یادگیری او کمک نخواهد کرد.

با این حال، در صورتی که کودک شما به لکنت زبان دائمی دچار شده است، باید توسط متخصص گفتاردرمانی مورد معاینه قرار گیرد. اگر کودک بین شش تا دوازده ماه پس از اولین باری که دچار لکنت زبان می شود مورد معاینه قرار گیرد، بهترین میزان پیشرفت در مهارتهای زبانی را از خود نشان خواهد داد. باید در این باره با پزشک خود مشورت کنید تا شما را به یک متخصص مناسب ارجاع دهد.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢۸ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط M-A نظرات () |

 «چه رنگی مد است؟» این سوالی‌ست که برای دو قشر بزرگ همیشه مطرح است: تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان. و این دو گروه تمام صنعت مد را می‌چرخانند! پس این پرسش یکی از مهمترین پرسش‌هایی‌ست که در زمینه مد همیشه مطرح است و همیشه باید به آن پاسخ گفت.

  بهترین رنگ ها ی فشن برای پاییز و زمستان 10-2009

پرسش بسیاری از شما دوستان درباره مقالاتی که درباره رنگ سال منتشر می شود، این است که چرا همیشه چند رنگ اعلام می شود. لازم است به دوستان توضیح دهم که شرکت پنتون Panton که مرجع معتبر جهانی در زمینه رنگ و تهیه کننده استانداردهای رنگ حرفه ای برای صنایع طراحی است، در آغاز هر سال و هر فصل تقویم فشن یعنی یک بار برای بهار و تابستان و یک بار هم برای پاییز و زمستان 10 رنگ را معرفی می کند که به مصرف کنندگان این قدرت و اختیار را می دهد که راه های جدید و خلاقی را برای ترکیب رنگها به کار بگیرند. البته همیشه یک رنگ مشخص را به عنوان رنگ سال و فصل معرفی می کند که همانطور قبلا نیز گفتیم رنگ زرد گل ابریشم رنگ سال 2009 معرفی شد.
این نکته بسیار مهم است که همه‌ی ما می دانیم هر رنگی برای هر پوست و رنگ مو و چشمی مناسب نیست. مثلا همین رنگ زرد برای بسیاری از افراد خوشایند نیست. اما وقتی 10 رنگ به عنوان داغ ترین رنگ های فصل معرفی می شوند شما چه به عنوان مصرف کننده و چه به عنوان تولید کننده انتخاب های بیشتر و متنوعی خواهید داشت.
در این مقاله نیز 10 رنگ داغ پاییز و زمستان امسال را که پنتون معرفی کرده است را برای شما مرور خواهم کرد. 
 

 10 رنگ برتر برای پاییز و زمستان:

 

 قرمز گل سرخی (American Beauty - PANTONE 19-1759):

 

 پنتون درباره این رنگ که گل سرخی مشهور به  American Beauty است می گوید این رنگ برای همه تن رنگ پوستی مناسب است و یک رنگ زیبای لطیف است. این رنگ با مشکی و سفید نیز به خوبی ست می شود. این رنگ انتخاب خوبی برای خانم های شیک پوش است و آقایان نیز می توانند کراوات یا پیراهنی از این مایه رنگ را بپوشند. بسیاری از صاحبنظران و طراحان رنگ قرمز گل سرخی و زیتونی گرم را از بهترین رنگ های این فصل می دانند.

  ارغوانی جوهری( Purple Heart - PANTONE 18-3520):

  این رنگ بسیار محرک و ناثیر گذار است. این نوع رنگ ارغوانی با رنگ های مد امسال مثل زرد عسلی و زیتونی تیره به خوبی ست می شود. یک مانتو یا پالتو یا حتی پیراهن شب ارغوانی با کفش و کیف زیتونی تیره شما را به آخرین مد پاییز و زمستان امسال تبدیل می کند.

 زردعسلی (Honey Yellow - PANTONE 16-1143):

  زرد عسلی رنگ گرمی است. این رنگ بسیار ایده آلی برای پاییز و زمستان است و به خوبی با ارغوانی و زیتونی گرم که برایتان شرح دادم ست می شود.

 صورتی (Rapture Rose - PANTONE 17-1929):

 

 این رنگ صورتی نیز از رنگ های ملیح و دوست داشتنی خانواده صورتی است . این رنگ با رنگ گل سرخ آمریکایی بسیار زیباست. برای ژیراهن های زنانه و مردانه مناسب است . این رنگ در لوازم آرایشی و زیبایی این فصل تاثیر زیادی دارد.


رنگ زیتونی گرم (Warm Olive - PANTONE 15-0646):

 

رنگی که بیشتر زرد سبز به نظر می رسد و به نظر اکثر صاحبنظران فشن، این رنگ یکی از بهترین و زیباترین رنگ های پاییزی 2009 است. این رنگ در بسیاری از مجموعه های پاییز و زمستان 10-2009 طراحان مشهور استفاده شده است.

این رنگ با زردها، سبزها، قهوه ای ها و ارغوانی و مشکی به راحتی ست می شود.

 

 آبی سرامیکی (Majolica Blue - PANTONE 19-4125):

 

آبی بسیار زیبایی ست. پنتون درباره‌ی این رنگ می گوید که از آبی دریایی با طراوت تر است و جز آبی های اسرارآمیزی است که با رنگ های آبی دیگر به خوبی ست می شود.


این رنگ آبی برای لباس های جین و کتان و جیر بسیار مناسب است. اگر فکر می کنید این رنگ به تن پوست شما متناسب نیست این رنگ را برای اکسسوری مثل کیف، کفش، روسری یا کراوات انتخاب کنید.


صورتی، کرم، خاکستری و بعضی سبزها نیز با این رنگ ست می شوند.

در ضمن رنگ داغ این فصل یعنی زیتونی گرم یا سبز لیمویی هم با این آبی خیلی شیک است.
 

رنگ های کلاسیک طبیعی (IRON, NOMAD, CREME BRULEE):

Iron: رنگ آهنی که این رنگ به خاکستری نزدیک است و ته مایه ای از قهوه ای نیز دارد.

 

 Nomad: این رنگ به کاپو چینویی نردیک است بین خاکستری و کرم رنگ است.

   

Crème Brûlée: این رنگ به عاجی رنگ نزدیک است.

 

این رنگ ها را می توانید تک رنگ یا با هم ست کنید. این رنگ ها به خاطر اینکه از سری رنگ های خنثی هستند با اکثر رنگ های دیگر نیز جور در می آیند.

 

 نارنجی خاکی (Burnt Sienna - PANTONE 17-15):

 این رنگ را می شود پرتقالی سوخته نامید که رنگ بسیار عمیقی است. رنگ خاکی که سایه های نارنجی دارد. این رنگ به خاطر نزدیکی به رنگ برگ های پاییزی بیسار مناسب این فصل است. این رنگ با دسته رنگ های طبیعی حنثی که قبلا شرح دادم بسیار خوب ست می شود.

 

 نتیجه گیری:

من همه 10 رنگی که پنتون برای پاییز و زمستان 10-2009 معرفی کرده است را برایتان شرح دادم. رنگ های این فصل واقعا زیبا هستند و هر یک از طراحان مشهور یک یا چند تا از این رنگ ها را بیشتر در مجموعه خود به کار گرفته اند و دو  رنگ قرمز گل سرخیAmerican Beauty و سبز لیمویی یا زیتونی گرم از نظر اهل فشن رنگ های زیبا و برتر است. اما شما باید بهترین رنگی که برای شما مناسب است انتخاب کنید. رنگ هایی را که زیاد به رنگ پوست و موهایتان مناسب نیست را برای کیف، کفش یا جواهراتتان انتخاب کنید.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢۱ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط M-A نظرات () |

Design By : Mihantheme